الفيض الكاشاني

115

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

طاعتش ، پس چيزى از طاعتش را كوچك ندانيد شايد رضايش در آن باشد ، غضبش را در معصيتش پس چيزى از معصيت او را حقير نشماريد شايد خشمش در آن باشد ، و ولايت خود را در بندگانش پنهان كرده است هيچ كسى را كوچك به حساب نياوريد شايد او ولىّ خدا باشد . » ركن چهارم - در داورى توبه و طريقهء گشودن عقدهء اصرار بر گناه ( 1 ) بدان مردمان بر دو قسم‌اند : اوّل - جوانى است كه هيچ گونه هوسهاى جوانى در او نيست و بر اساس نيكى و دورى از بدى پرورش يافته و بزرگ شده و همان است كه پيامبر خدا ( ص ) درباره‌اش فرموده است : « خداوند خشنود مىشود از جوانى كه در او هوس جوانى نيست » ، « 1 » و وجود اين گونه جوانان كمياب و نادر است . قسم دوم كسى است كه از ارتكاب گناه بدور نيست و اينان دو دسته‌اند : اصرار كنندگان بر گناه و توبه كنندگان ، مقصود ما در اين جا اين است كه راه گشودن عقدهء اصرار هر گناه را بيان و درمان آن را ذكر كنيم : بدان شفاى توبه جز به دارو حاصل نمىشود و كسى كه به درد آگاهى ندارد بر درمان آگاه نيست . معناى درمان شكستن و از ميان بردن اسباب و عوامل درد است ، چه هر دردى به سببى پديد آمده و درمان آن دفع و ابطال آن سبب است ، و هر چيزى تنها به وسيلهء ضدّ آن باطل مىشود . علّت اصرار بر گناه جز غفلت و شهوت نيست و ضدّ غفلت علم و ضدّ شهوت شكيبايى بر قطع انگيزه‌هاى آن است . غفلت سرچشمهء خطاهاست چنان كه خداوند متعال فرموده است : أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ ، لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْخاسِرُونَ « 2 » . بنابراين داروى توبه تنها معجونى است كه از شيرينى علم و تلخى صبر سرشته شده باشد همان‌گونه كه سركنكبين از شيرينى شكر و ترشى سركه فراهم مىشود و هر يك از اين دو جزء براى غرض خاصّى به كار مىرود ، ليكن تركيب آنها اسبابى را كه برانگيزندهء صفرا است از ميان مىبرد . به همين نحو بايد طريق درمان دل از بيمارى اصرار بر گناه مشخّص و شناخته شود ؛ و چنان كه گفتيم داروى اين درد از دو جزء يا دو

--> ( 1 ) مسند احمد ، طبرانى از حديث عقبة بن عامر ، المغنى . ( 2 ) نحل / 109 و 110 : . . . غافلان واقعى آنهايند و قطعا در آخرت زيانكارانند .